خرید بک لینک
1401/08/08بار دومم گواهیناممو قبول شدم بدون پارتی و بی نهایت خوشحال بودم اخه افسر خیلی سخت میگیرن و استرس خیلی داشتم یه هفته به امتحان خدارو شکرررررررررررررقربونت برم خدا زندگیمم رو براه کن اخه از لحاظ زندگیم قاسم چند وقته از برج 3 باهام سرد شده الان از15/06 نیامده دیدنم بهم زنگ نمیزنه پیام نمیده زنگش میزنم جواب نمیده جواب پیامامم نمیده نمیدونم چش شده رفتیم با بابا خونشون ک یطرف بندازن میگن ب اونام زنگ نمیزنه جواب نمیده مغازشو برای بار دوم جم کرد مسافر کشی میکنه نمیتونه اون خرج زندگیو بده کاش بابام خودش بگه همه چیو تموم کنم من راستش دلم هنوز قاسمو میخاد هیچی نداره قاسم ولی میخامش همینجورم ازم سراغ نمیگره بفکرم نیست ولی نمیدونم چرا خدا جونم خودت زندگیمو روبراه کن ااااامین

برچسب: نویسنده: یوسف نوروزی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 19:59

قاسم واسه گواهینامش اومد رد شد قول میده بره دنبال خونه و بقولشون عمل نمیکنن خانوادگی ریدن تو شانس من شوهر من هیچی نداره زبونشم درازه شماره گواهینامه منو گرفت واسه قرعه کشی روز بعد متوقف شد قرعه کشیها خدا من امید داشتم امتیاز بهم بیوفته چیشد دیگه خسته شدم از جنگیدن همه ب چیزایی میرسن من موندم تو بدبختی خدا دستمو بگیر بابا داره برا من جوش میزنه خانواده شوهرم بیخیال داره35 سالم میشه از بچه هم ناامید بشم خدا کمکم کن

برچسب: نویسنده: یوسف نوروزی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 19:59

امروز20 دی 1401 دیروز جهازامو گرد گیری کردم بردم تو اتاق پزیرایی ک صیحه کنن و مادر شوهرم گفت یکی از ما یکی از شما باید باشن تا بنویسن کمو زیاد نباشه ناراحت شدم از این حرفش ولی بزار بیان خدا کنه این خونه کنسل نشه رهن خونه35 ماهی2500 یکم زیاده چون قاسم بیکار منم بیکار باید بره دنبال کار من برم دنبال کار استرس اینو دارم از کجا بیاریم قاسم سر زبون نداره خدایا تو کمکمون کن اخرش باید برم از دی97 عقد کردیم چه خوب چه بد گذشت این باقی عمر خدا جون بزار خوش باشم خدا جون روزی زندگیمو زیاد کن سلامتیو نگیردلم واسه خانوادم تنگ میشه خیلی

برچسب: نویسنده: یوسف نوروزی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 19:59

صفحه بندی